پیاده سازی سیستم ERP مزایای بیشماری را برای سازمانها به ارمغان می آورد اما بایستی توجه داشت که این مزایا و بهبود فرایندهای تجاری سازمان به راحتی قابل دست یابی نیستند. پیاده ساز ی موفق یک سیستم ERP بستگی بسیار زیادی به انتخاب سیستم مناسب ، تامین کننده  مناسب ، نحوه ی بومی سازی نرم افزار در سازمان باتوجه به استراتژی فرهنگ و ساختار سازمان ، تعهد و طرفداری مدیریت سازمان از پیاده سازی نرم افزار ، شایستگی مشاوران در پیاده سازی نرم افزار ، کنترل پروژه مناسب در طول فرایند پیاده سازی و اتمام پروژه در زمان مشخص ، بودجه پیش بینی شده و مواردی همانند این دارد.

ازاین عوامل که بگذریم پیاده سازی ERP در سازمان مزایای بسیار زیادی را به همراه خواهد داشت که به صورت اختصار میتوان به موارد زیر تصریح نمود ( کسرایی 1387):

  • ایجاد یکپارچگی سازمانی : هدف عمده ، یکپارچه سازی تمامی بخشها و جریانهای اطلاعات کارکردی یک شرکت به شکل یک سیستم کامپیوتری واحد که قادر به برطرف کردن تمامی نیازهای سازمان باشد میباشد. دونوع یکپارچه سازی برای سیستم ها وجود داد داخلی و خارجی یکپارچه سازی داخلی عبارت می باشد از یکپارچه سازی بین برنامه های کاربردی یا میان برنامه های کاربردی و پایگاه داده ها درداخل یک سازمان و یکپارچه سازی خارجی به یکپارچه سازی برنامه ها یا پایگاه داده شرکای کاری گفته می گردد.
  • استانداردسازی : فرایندهای سازمانی براساس بهترین تجربیاتی که شرکتهای عرضه کننده نرم افزار از سازمانهای مختلف به دست آورده اند در سیستم ERPاستاندارد می شوند.
  • شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

  • مهندسی مجدد فرایندهای سازمانی : از ERPبه عنوان کاتالیزور و یاتسهیل کننده در  BRPیا مهندسی مجدد فرایندهای سازمانی نام برده شده ا ست.
  • تبدیل فرایندهای سازمانی از حالت ضمنی به حالت صریح به علت مهندسی مجددی که در فرایندهای سازمان صورت می پذیرد .
  • امکان نصب و راه اندازی سریعتر سیستم های مرتبط با ERP در سازمان مانند ماژولهای مختلف این نرم افزار یا سایر نرم افزارهای کاربردی که از طرف عرضه کنندگان ERPارائه نشده ومخصوص آن سازمان هستند.
  • امکان و یاتسهیل توسعه سیستمهاو فناوری های جدید مانند سیستم های به هنگام (ITT)
  • امکان ایجاد همکاریهای تجاری سرمایه گذاری های مشترک ادغام برای سازمانها باهزینه کمتر و بازدهی بیشتر و نتیجه بهتر
  • تغییر تمرکز از برنامه نویسی کامپیوتر در سازمان به بهبود فرایندها
  • فراهم شدن زیر ساخت لازم به مقصود پرداختن به مدیریت زنجیره ای تامین (SCM) ,  و مدیریت ارتباط با مشتری (CRM)
  • توسعه زیر ساخت لازم به مقصود وارد شدن به تجارت الکترونیک (E-Business)
  • حذف فعالیتهای تکراری
  • ثبت داده های عملیاتی در حین انجام کار
  • حفظ امنیت نگهداری داده ها به صورت متمرکز و برنامه ریزی شده
  • دسترسی سریع و به روز به داده ها
  • کاهش شدید مصرف کاغذ
  • بهبود تصمیم گیری به دلیل دسترسی به داده های به روز و مناسب

 استراتژی های بهره گیری از سیستم ERP

برای بهره گیری از این سیستم هفت استراتژی عمده هست که می توان به گونه اختصار به آنها تصریح نمود ( شفیعی نیک آبادی ،1386).

  1. نصب و پیاده سازی یک سیستم یا یک بسته نرم ا فزاری کامل بدون اعمال هیچ تغییری در سازمان : دراین استراتژی روش های کار عوض شده و کارکنان در مورد فرایندهای جدید‌آموزش می بینند که این استراتژی سریعترین و کم خطرترین راه بهره گیری می باشد و مهمترین مشکل عمده این استراتژی مقاومت زیاد کارکنان در برابر این تغییرات ناگهانی می باشد.
  2. انتخاب یک محصول خاص از یک شرکت فروشنده و اعمال تغییراتی در آن در جهت تطابق سازی با فرایندهای سازمانی که زمانبری وهزینه بالایی به علت اعمال تغییرات ، دارد و ریسک زیادی رامتحمل می شویم پس بایستی در ارتباط با وضعیت شرکت فروشنده اطمینان حاصل گردد اما در این حالت مقاومت کارکنان کمتر خواهدشد زیرا سیستم نرم افزاری براساس فرایندهای جاری تغییر می یابند و فرایندکاری تغییرات خیلی کمی دارند.
  3. گزینش بهترین ماژولها از بهترین بسته های نرم افزاری : در اینحالت به جای اینکه یک نرم افزار کامل خریداری گردد از بهترین بسته های نرم افزاری موجود بهترین ماژولها انتخاب می شوند و با هم یکپارچه می شوند. مهمترین مشکل بهره گیری از این استراتژی زمانبری بالا در انتخاب بهترین ، هزینه بری بالا و ایجاد یکپارچگی و انسجام بسیار سخت بین ماژول های مختلف از شرکت های مختلف می باشد این استراتژی بیشتر توسط سازمانهای بزرگ با سطح درامد بالا اعمال می گردد زیرا به کمک این استراتژی به دنبال ایجاد قابلیتهای اضافی در سازمان خود هستند.
  4. گزینش بهترین ماژولهای یک بسته نرم افزاری : در این استراتژی از یک بسته نرم افزاری چند ماژول برای واحدهای سازمانی که ارتباط و یکپارچگی آنها با هم بسیار مهم می باشد انتخاب می گردد و فقط در آن چند واحد منتخب پیاده سازی صورت میگیرد.
  5. ایجادسیستم به صورت داخلی : در این استراتژی سازمان خود اقدام به تهیه یک بسته نرم افزاری کامل برای خودش می ‌کند که برای اعمال این استراتژی ، سازمان نیاز به مجموعه ای از متخصصین داخلی و خارجی در گرایشهای مختلف دارد و مهمترین فایده این استراتژی رسیدن به حداکثر تطابق بین سیستم و سازمان می باشد اما از نظر ریسک هزینه سازمان و وجود سختیها در بالاترین سطح در میان دیگراستراتژی های واقع می باشد.
  6. ایجاد سیستم داخلی به همراه ماژول های دیگر شرکت ها : این استراتژی ترکیبی از استراتژیهای قبلی می باشد. دراین استراتژی بخشی از بسته درداخل سازمان تهیه می گردد و بخشی دیگر توسط ماژول های دیگر فروشندگان وارد سازمان خواهد گردید و این دو باهم یکپارچه می شوند که ریسک و زمانبری کمتری نسبت به استراتژی قبلی دارد اما بامشکل هماهنگی ماژول های داخلی با ماژول های خارج از سازمان مواجه خواهیم بود.
  7. اجاره : دراین استراتژی که ساده ترین نوع استراتژی می باشد یک بسته از شرکتی اجاره گرفته می گردد و بایستی درقبال بهره گیری ماهیانه مبلغی را به شرکت اجاره دهنده پرداخت نماییم. در این استراتژی نمیتوان گفت که ارزانترین روش می باشد زیرابستگی به جایگاه ومیزان هزینه اجاره و نوع شرکت اجاره دهنده دارد.

رایج ترین استراتژی از میان استراتژیهای هفت گانه استراتژی گزینش یک محصول خاص و تغییر وتطبیق آن با  سازمان می باشد و استراتژی  رایج دیگر پیاده سازی کامل یک سیستم از یک شرکت خاص می باشد و استراتژی ایجاد سیستم به صورت داخلی کمترین کاربرد در میان سازمانها رادارد.بایستی این امر را لحاظ نمود که انتخاب هراستراتژی ، وابسته به اندازه سازمان ، سطح در آمدی آن ، حد پیچیدگی فرایندها و اندازه تلاطم و پویایی محیط میباشد.

برای دانلود متن کامل اینجا کلیک کنید