سازمان‌ها به هنگام طراحی محصولات علاوه بر مدنظر قرار دادن معیارهای سبز مورد نظر مصرف کنندگان، می‌بایست به تأثیر‌ها و اثرات متفاوتی که این محصولات در بازارهای مختلف اعمال خواهند نمود نیز، توجه نمایند. در بعضی بازارها مانند محصولات پاک کننده و محصولات کاغذی اندازه تغییرات که در پاسخ به چالش‌های زیست محیطی صورت می‌گیرد بسیار گسترده می باشد، اما در بعضی بازارهای دیگر مانند خدمات مالی و کامپیوتر، تغییر تا حدی محدودتر می باشد. اندازه گیری و درک عملکرد نسبی محصولات از لحاظ زیست محیطی نیز اهمیت دارد، زیرا در بازاریابی ممکن می باشد عملکرد خوب یک محصول در بازاری خاص منجر به کسب مزیت رقابتی نشود، اما مسلماً عملکرد ضعیف می‌تواند یک خطر استراتژیک ایجاد کند و منجر به ضعف رقابتی گردد. در نتیجه تجزیه و تحلیل چند بعدی عملکرد زیست محیطی محصولات، به آن دلیل که از عوامل بسیاری تأثیر می‌پذیرد و در ارتباط مستقیمی با محصولات رقبا می‌باشد، الزامی می باشد (سعادت و همکاران، 1386، ص 125). از این رو مصرف سبز نه تنها به عنوان موضوعی حیاتی، بلکه به عنوان روندی بلند مدت که تغییرات ارزش‌های اجتماعی را منعکس می کند، در خور توجه می باشد (سوپلیکو[1]، 2009، ص 73).

دلیل اصلی سبز بودن به اقتصاد بر می گردد. اقتصاد مطالعه این می باشد که چگونه افراد با در نظر داشتن منابع محدود کوشش دارند خواسته‌های نامحدود را ارضا کنند. وقتی که ادبیات بازاریابی مطالعه می گردد چندین دلیل برای افزایش فعالیت‌های بازاریابی سبز توسط شرکت‌های بسیاری ذکر گردیده که در اینجا کوشش بر این می باشد که تعدادی از آن‌ها اظهار گردد. سبز بودن می‌تواند در نتیجه فشارهای درونی و یا بیرونی رخ دهد (پلونسکی و رزنبرگر[2]،2001).

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

 

1-10-3- محصول سبز:

اصطلاح سبز هنگامی به یک محصول اطلاق می گردد که عملکرد زیست محیطی و اجتماعی آن در تولید، بهره گیری و دفع در مقایسه با سایر کالاهای رقیب به طرز قابل توجهی بهبود یافته باشد (پتی[3]، 1995، به نقل از دانگلایک و پاندرندالفو[4]،2009). به تعبیری دیگر محصول سبز محصولی می باشد که به محیط زیست زیان نرسانده و همچنین حاوی عناصری می باشد که به گونه بالقوه برای محیط زیست مضر نیستند (براین، کرف، ریشان،2011،ص2). هدف‌های اکولوژیکی در طراحی محصولات به کاهش مصرف منابع و آلودگی و افزایش بقای منابع کمیاب منجر می گردد (کلرمن[5]، 1978) محصول سبز به حفظ و بهبود محیط طبیعی با حفظ انرژی و یا منابع و کاهش یا حذف بهره گیری از مواد سمی، آلودگی و ضایعات کمک می کند. به تعبیری محصول سبز، محصولی می باشد که ضرر کمتری به محیط زیست وارد می‌آورد و از روش‌های تعمیر، نوسازی، تولید مجدد، بهره گیری مجدد، بازیافت و کاهش به دست می‌آید. (سوپلیکو، 2009، ص 77).

1-10-4- قیمت سبز:

چیس و جی قیمت سبز را تنظیم قیمت برای کالاهای سبز به گونه‌ای که بین حساسیت مصرف کننده نسبت به هزینه و تمایل او به پرداخت هزینه بیشتر برای کالای سازگار با محیط زیست تعادل ایجاد کند تعریف کرده‌اند (گراو، فیسک، پایکت و کنگون[6]،1996، ص 2).

1-10-5- ترفیع سبز:

ترفیع سبز به معنای انتقال اطلاعات واقعی در ارتباط با محصولات سبز و اقدامات زیست محیطی شرکت به مصرف کنندگان هدف می باشد. بازاریابان در ترفیع سبز یکی از سه هدف کلیدی زیر را دنبال می‌کنند:

1-آگاه کردن مصرف کنندگان هدف از تولید یک محصول سبز جدید و همچنین مزایای محیط زیست دوستانه آن محصول.

2-ترغیب مصرف کنندگان به بهره گیری از یک محصول سبز از طریق تغییر ادراک آن‌ها در ارتباط با کارکردهای آن محصول و آگاه کردن آن‌ها از مزایای آن محصول.

3-یادآوری مصرف کنندگان در ارتباط با نیاز آن‌ها به یک محصول سبز خاص و نیز چگونگی تهیه آن محصول. (رعنایی و پورزنجانی، 1390).

1-10-6- توزیع سبز:

توزیع سبز دو بعد را در برمی گیرد: بعد درونی و بیرونی. مقصود از بعد درونی، محیط داخلی شرکت می باشد که بایستی علاوه بر رعایت مسایل زیست محیطی در فرآیندهای داخلی شرکت و تناسب بین طراحی فضای داخلی با کالای مورد نظر، به گونه‌ای باشد که مدیران و کارکنان در آن احساس آرامش کنند و به طبع آن مشتریان نیز برای برخورد خوب کارکنان و فضای دلنشین به آن جذب شوند. از بعد خارجی نیز به مکان‌های عرضه‌ای که کم‌ترین آسیب را برای محیط زیست به همراه داشته باشد، تصریح می کند. مباحث تدارکات معکوس نیز (بر پایه سیستم‌هایی برای کمک به بازیافت مواد) می‌تواند تحت موضوع توزیع سبز مورد توجه قرار گیرد. با در نظر داشتن تدارکات معکوس، در نظر گرفتن موارد زیر برای شرکت‌ها مهم می باشد:

شناسایی: ردیابی کالا از طریق فرآیند تدارک معکوس.

بازیافت: جمع آوری کالاها به مقصود پردازش مجدد آن‌ها.

بازبینی: آزمایش مواد به مقصود این که آیا می‌توانند به استانداردهای پردازش مجدد دست یابند و یا این که بایستی آن‌ها را تفکیک به قطعات یا دفع نمود.

بازآفرینی: تولید مجدد محصول طبق استانداردهای اولیه آن یا جدا کردن اجزای مناسب به مقصود بهره گیری مجدد.

رفع کردن: از بین بردن موادی که قابلیت تولید مجدد ندارند و فروش کالاهای دوباره تولیدشده به مشتریان موجود و یا مشتریان جدید.

مهندسی مجدد: ارزیابی کالاهای موجود به مقصود طراحی بهتر. (پتی، 1995)

[1] Suplico

[2] Polonsky and Rosenberger

[3] Peatti

[4] Dangelico & Pontrandolfo

[5]  Keller

Fisk ،Pickett ،[6] Kangun

برای دانلود متن کامل اینجا کلیک کنید