از دیرباز، اساسی ترین مسأله و مهم ترین آرمان آدمی، قسط و عدل بوده که هر اندیشمندی آن را مورد توجه و عنایت قرار داده می باشد. عدالت فضیلتی می باشد که تحول در جان آدمی و جوامع بشری منوط به آن می باشد و بحث دربارۀ آن و نیز چگونگی تحقق و اجرای آن همیشه از ضروریات اولیه زندگی بشر محسوب می شده و شأنی از شئون فطری وعقل بشر می باشد (یارمحمدیان، شفیع پور مطلق، فولادوند، 1392، ص3). عدالت یک مفهوم چند وجهی و گسترده می باشد و در رشته ها و شاخه های مختلف دارای یک  مفهوم  فلسفی و به معنای عدم تبعیض و رعایت منصفانه تفاوت هاست. مفهوم عدالت در سه حوزه مهم از معارف بشری به صورت مسأله ای اساسی و بنیادین همواره مورد توجه بوده می باشد. درحوزه فلسفه و کلام  در وصف فعل ربوبی، درحوزه علم  اخلاق  در وصف فعل بشر  و در حوزه علوم اجتماعی عدالت در وصف قوانین و روابط اجتماعی بشر ها و به عنوان معیار سنجش روابط انسانی مورد توجه قرار گرفته می باشد. در تعالیم اسلامی عدالت اصلی تغییر ناپذیر و ارزشی بی بدیل می باشد که سایر ارزش ها بر محور آن می چرخد و هدفی می باشد که براهداف دیگر مقدم می باشد. همچنین هنگام سنجش ارزش های دیگر بایستی آن را مقیاس قرار داد و هیچ  ارزش دیگری را جایگزین آن  نکرد ( ذاکر اصفهانی، 1387، صص 7- 8). زیربنای بسیاری از اصول در اندیشه های اسلام، عدالت و به ویژه عدالت اجتماعی می باشد. قرآن کریم استقرار عدالت و گسترش آن را یکی از اهداف اساسی و فلسفه بعثت انبیاء ذکر کرده و آن را از صفات الهی و بارزترین خصیصه آفرینش و نیکوترین خصلت بشر دانسته می باشد. اصل عدالت از مقیاس های اسلام می باشد که بایستی دید چه چیزی بر آن منطبق می باشد. عدالت در سلسله علل احکام می باشد نه در سلسله معلولات . نه این می باشد که آن چه دین گفت عدل می باشد بلکه آن چه عدل می باشد دین می گوید. علامه طباطبائی در تفسیر شریف المیزان ، اصولی مانند عدالت را مایه اصلاح ظروف اجتماعی و در نتیجه رستگاری و اصلاح افراد می داند،  زیرا به واسطه طبیعت مدنیّت بشر، سعادت هر شخصی مبتنی بر صلاح و اصلاح ظروف اجتماعی می باشد که در آن زندگی می کند (اسمعیلی گیوی، 1387، ص 202).

عدالت آن جا که به توحید یا معاد مربوط می گردد  به هستی و آفرینش شکل خاصی می دهد نوعی جهان بینی می باشد. آن جا که به نبوت و تشریع و قانون مربوط می گردد ، یک مقیاس و معیار قانون شناسی می باشد ، آن جا که به امامت و رهبری مربوط می گردد  یک شایستگی می باشد، آن جا که پای اخلاق به میان می آید آرمانی انسانی می باشد و آنجا که به اجتماع کشیده گردد یک مسئولیت می باشد (قوامی، 1387، ص 158). هر چند مباحث اولیه در مورد عدالت توسط فلاسفه و حقوقدانان مورد مطالعه قرار گرفته می باشد اما اندیشمندان مدیریت این مفهوم را به عاریت گرفته اند. در منظر دانشمندان مدیریت عدالت در پیوندبا منفعت تعریف می گردد، لذا همواره کارکرد عدالت را در نوع منفعت آن تعریف می کنند (خاشعی، 1387، ص 158).

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

یکی از عرصه هایی که شعار عدالت می تواند شاخ و برگ فراوانی یافته و بسیاری از عرصه های دیگر را نیز تحت تأثیر خود قرار دهد، عرصه سازمان و مدیریت می باشد، زیرا آن که تقریباً تمامی ابعاد زندگی و تمدن بشر عصر ما در یک مجموعه سازمانی پیگیری شده و تحقق می یابد.(امامی، کوشا زاده، سلیمی 1387، ص 104). پس مانند وظایف اصلی مدیریت، حفظ و توسعه رفتارهای عادلانه در مدیران و احساس عدالت در کارکنان می باشد. رعایت عدالت به ویژه در بعضی رفتارهای مدیریت با کارکنان (توزیع پاداش ها، روابط سرپرستی، ارتقاها و انتصاب) برای کارکنان مهم می باشد (سیدجوادین، فراحی، طاهری عطار، 1387، ص 56 ). درحوزه سازمان و مدیریت، رد پای عدالت را در آثار و مستندات اولیه این رشته می توان نظاره نمود. یک محقق به نام بارکلی (2005) با مطالعه و تحلیل آثار «ماری پارکر فالت[1]»  نشانه های عدالت را درآثار او در قالب مفاهیمی همچون «ادراک از عدالت» ، «چند بعدی بودن عدالت» ، «مقابله به مثل» و«خروجی مبتنی بر عملکرد» نمایش  می دهد. به اعتقاد اسکات، امروزه سازمان و سازمان یافتگی جزء جدا ناشدنی زندگی بشر شده می باشد. بشر امروزی از بدو تولد تا مرگ خود را درون سازمان می گذراند (اسمعیلی گیوی، 1387، صص 202-203).

هر سازمانی با بجای آوردن وظایف چندگانه یا تخصصی، هدف های عام یا خاصی را برای جامعه و مردم آن محقق می سازد. این هدف ها و وظایف بسیار دشوارتر و پیچیده تر ازآنند که به وسیله یک فرد یا گروه کوچک تحقق پذیر و انجام یافتنی باشد، از این روگردش امور زندگی وابسته به سازمان ها و پیشرفت وبقای جامعه، تابع کار و عملکرد مؤثر آنها می باشد. مردم از طریق سازمان ها، کارها را مؤثرتر انجام می دهند و چگونگی عملکرد آن ها، کیفیت فعالیت های سازمان ها و در نتیجه چگونگی انجام امور وکارهای جامعه را تحت تأثیر قرار می دهد. از این رو بخش عمده ای از هدف استقرار عدالت اجتماعی،  با اجرای عدالت در سازمان ها تحقق می یابد (نادی، ازمان مشفقی، سیادت، 1392، ص 21).

عدالت و ادراک آن توسط کارکنان سازمان ها و نهادها از زمره متغیرهایی می باشد که چیزی بیش از چهار دهه توجهات پژوهشی اندیشمندان و پژوهشگران مختلف را به خود جلب نموده می باشد. حاصل این مجموعه تحقیقات، یافته ها و راهبردهای ارزنده ای می باشد که از آن طریق مؤسسات و نهادهای دولتی و غیردولتی می توانند برای اثربخشی هر چه بیشتر درعرصه  فعالیت های خود ازآن ها بهره گیری کنند (گل پرور، نادی، 1388، ص62).

[1] . Mary Parker Follet

برای دانلود متن کامل اینجا کلیک کنید