• عدم تعریف صحیح کارکردها
  • به‌کارگیری نادرست نمودار تکنیک سیستم تحلیل کارکردی[1]
  • عدم تجزیه درست مسئله به مؤلفه‌های تشکیل­دهنده آن
  • عدم تخصیص صحیح هزینه­ها به کارکردها
  • عدم دسته­بندی صحیح کارکردهای شناسایی‌شده
  • بالا بودن تعداد کارکردها به دلیل پیچیده بودن پروژه
  • عدم آشنایی کافی اعضای تیم از تحلیل کارکردها
  • عدم ثبت صحیح کارکردها
  • عدم تعریف صحیح شاخص ارزش کارکردها
  • عدم مشارکت جمعی در مطالعه عملکردها و اصلاح و بازنگری مجدد عملکردها
  • بهره گیری نادرست ماتریس(عملکرد-هزینه) به خاطر نداشتن اطلاعات مناسب و کمبود تجربه و آموزش و مهارت تخصصی

1-1-2-   فاز خلاقیت

ارائه و پیشنهاد تعداد زیادی گزینه برای تحقق کارکردهای انتخاب‌شده، هدف مرحله خلاقیت می باشد. کوشش­های خلاقانه بدون محدودیت­های ناشی از عادت­ها، سنت­ها، گرایش­های منفی، محدودیت­های فرضی و یا معیارهای از پیش تعیین­شده انجام می­شوند. در این مرحله نباید هیچ­گونه قضاوت و یا بحثی بر روی گزینه­ها انجام گردد.

برای موفقیت در مرحله خلاقیت لازم می باشد دو نکته کلیدی موردتوجه قرار گیرند:

  • هدف مرحله خلاقیت یافتن راه­هایی برای تحقق کارکردهای انتخابی می باشد و نه یافتن راه­هایی برای طراحی محصول یا خدمات
  • خلاقیت فرآیندی ذهنی می باشد که در آن تجربه­های گذشته برای ایجاد ترکیب­های جدید با یکدیگر تلفیق می­شوند. هدف خلق چنین ترکیب­هایی یافتن راهی برای تحقق کارکردها با کمترین هزینه کل و کارایی بهتر نسبت به راه­های اولیه می­باشد

دو اصل برای موفقیت در فاز خلاقیت را بایستی مدنظر قرارداد:

  • در این فاز، هدف ایجاد و ارائه راه­های مختلف برای طراحی مجدد نیست، بلکه هدف تغییر و توسعه  راه­حل­های تحقق کارکردهای منتخب می باشد. درواقع نتیجه فاز خلاقیت در یک کارگاه ارزش می­تواند طیف وسیعی از ایده­ها را شامل گردد
  • خلاقیت فرآیندی ذهنی می باشد که در آن تجربه­های قبلی باهم ترکیب‌شده و ترکیب جدیدی را حاصل می­کند. هدف، ایجاد و ارائه ترکیب­های جدیدی می باشد که تحقق کارکردهای موردنظر را با کمترین هزینه و همچنین بهبود کارایی نسبت به قبل، میسر نمایند

1-1-2-1-     مسائل و معضلات در فاز خلاقیت

  • ایده پردازی بدون در نظر گرفتن کارکردهای منتخب
  • شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

  • عدم پرداختن ایده پردازی برای تمام کارکردهای منتخب
  • ایده پردازی نادرست به دلیل عدم تعریف صحیح مسئله
  • وجود موانع فرهنگی، محیطی، عاطفی، ذهنی برای ایده پردازی
  • دور ریخته شدن ایده‌های خوب در غربال اولیه
  • عدم ثبت تمام ایده‌های ارائه‌شده برای کارکردها
  • عدم دسته­بندی صحیح ایده‌های ارائه‌شده برای کارکردها

1-1-3-   فاز ارزیابی(قضاوت)

هدف مرحله ارزیابی، ترکیب ایده­ها و مفاهیم ارائه­شده در مرحله خلاقیت و انتخاب راهکار امکان­پذیر، برای مطالعه و توسعه می باشد. برحسب معیارهای تعریف­شده در مرحله مقدماتی، ایده­ها وزن دهی و رتبه­بندی          می­شوند. گام­های اساسی این مرحله عبارتنداز:

  • حذف ایده‌های غیرممکن و بی­پایه
  • دسته­بندی ایده­ها، نمونه این دسته‌بندی عبارتنداز: الکتریکی، مکانیکی و غیره
  • مامورنمودن عضو پیشنهاددهنده یا هر یک از اعضای دیگر گروه برای دفاع از هر ایده در بحث­ها و ارزیابی­های بعدی
  • تهیه فهرستی از مزایا و معایب هر ایده
  • به کمک روش­هایی مانند ارزیابی عددی و یا اجماع اعضای گروه، برتری ایده‌های هر دسته تعیین و بر همان مبنا ایده­ها رتبه­بندی می­شوند
  • انتخاب ایده‌های مناسب برای توسعه

[1] FAST

برای دانلود متن کامل اینجا کلیک کنید