واژه بازاریابی واقعا به چه معناست؟بسیاری از مردم به اشتباه واژه بازاریابی را فروش . تبلیغات پیشبردی معنی می کنند.

همه ما در مورد کالای “داغ”چیزهایی می دانیم،هنگامی که پولاروید دوربین اسپکترا را طراحی نمود،زمانی که برای اولین بار فورد مدل تاروس خود را معرفی نمود،همه این ها با سیلی از تقاضا روبرو شدند .این شرکت ها در اصطلاح اقدام به تولید کالاهای “درست”کرده بودند،یعنی کالاهایی که مزایای جدید برای مشتریان به همراه داشتند و نه کالاهایی که صرفا بگویند”من هم هستم ها!”

پیتر دراکر مسئله را چنین اظهار می دارد که :”هدف بازاریابی زائد کردن فروش می باشد.هدف شناختن و درک مشتری به نحوی می باشد که کالا یا خدمت ارائه شده دقیقا مناسب باشد و خود را به فروش برساند”.

 

تعریف بازاریابی :

بازاریابی به عنوان فرایندی مدیریتی _اجتماعی تعریف     می­گردد که به وسیله آن ، افراد و گروهها می­توانند،از طریق تولید،ایجاد و مبادله  محصولات و ارزش ها با دیگران نیازها و خواسته های خود را برآورده سازند.

بازاریابی با مشتری سروکاردارد و بازاریاب بایستی بتوانند نیازهای مشتری را درک کند، محصولاتی تولید وارئه نماید که بالاترین ارزش(قیمت گذاری– توزیع- ترویج و تبلیغ) را به روشی کارساز انجام دهد که در نتیجه این محصولات به راحتی به فروش خواهند رفت. پس به گونه حتم فروش و تبلیغ بخشی از بازاریابی می باشد(صفحه 16-17 اصول بازاریابی فلپ کارتلر،آرمسترانگ، ویرایش 8 چاپ 1999).

اما بازاریابی جدید نسبت به بازاریابی چیزی بیش از تولید کالای خوب، قیمت گذاری مناسب و اتخاذ تمهیدات لازم برای در دسترس قرار گرفتن کالاست.شرکت ها بایستی با فروشندگان، خرده فروشان ومشترکان بالقوه خود و دیگر افراد ذینفع و عموم مردم هم ارتباط مستقر کنند، بدون شک هر شرکت یک تأثیر مستقر کننده ارتباط و مروج را هم بر عهده دارد.

برای اکثر شرکت ها مسئله این نیست که آیا ارتباط مستقر گردد یا نه، در واقع مسئله آن می باشد که، چه گفته می گردد؟ به چه کسی گفته گردد و هر چند وقت یک بار گفته گردد( کاتلر، 1996و648).”برنامه کامل ارتباطی بازاریابی یک شرکت، ترکیب عناصر پیشبردی آن شرکت نام دارد و این ترکیبی می باشد که برای نیل به اهداف تبلیغاتی و بازاریابی خود از آن بهره گیری می کنند(کاتلر و همکاران،1999:578).

ترکیب عناصر پیشبردی از 5 روش اصلی ارتباطی زیر تشکیل شده می باشد، تبلیغات، تبلیغات پیشبرد فروش، روابط عمومی، فروشندگی شخصی و بازاریابی مستقیم.

شرکت ها بایستی بادقت با این کانالهای ارتباطی همکاری کنند تا بتوانند یک پیام واضع، سازگار و مناسب  را ارائه دهند.(اسمیت،2005).

زمانی که محصول به مقصود ارضائ نیازهای بازار هدف ایجاد و بدرستی نام گذاری- قیمت گذاری و توزیع می­شوند، مشتریان بالقوه نیز بایستی از ارزش و در دسترس بودن آن اگاه شوند،تبلیغات و ترفیع فعالیت های اساسی در این زمینه هستند(ایته اورا،2000).

هیچ یک از عتاصر ارتباطی از دیگری برتر یا پایین تر نیست.تمام آنها کاربردهای مهمی در یک فعالیت منسجم و یکپارچه دارند. فعالیت بایستی روی یک ایده بزرگ و یک نگاه ترسیمی روشن که از طریق به هم پیوستگی تمام عناصر به وجود می آید تمرکز نماید.(جونز و همکار 2008)و(شولتر و همکار،2007)

تمام استراتژی ها و تاکتیک های بازاریابی بر پایه باورهای صریح و ضمنی از رفتار مصرف کننده هستند. اتخاذ استراتژی  ارتباطی موردنیاز،نیازمند  پاسخ گویی به کلید سوالات زیر می باشد: ما دقیقا قصد برقراری با چه افرادی را داریم؟ خواستار چه نوع پیام هایی به بهترین نحو تاثیرات مورد انتظار ما را بر مخاطبان اعمال می کنند؟ برای دسترسی به مخاطبان هدف خود بایستی از چه شیوه­ها و رسانه­ها و رسانه­هایی استفاه کنیم؟ چه زمانی برای برقراری ارتباط با مخاطبان هدف مناسب می باشد.(هاوکینز و همکاران،2004:23)

کوشش علم بازاریابی برای این می باشد که شیوه های رفتار مصرف کننده را تحت تاثیر قرار دهد این تلاشها برای سازمان­ها، مشتریان و جامعه تاثیراتی را به همراه دارد. کلیه افراد جامعه در مقطعیاز زمان به عنوان مشتریان یا مشتریان یا مصرف کنندگان مطرح می­شوند بدین سبب شناخت و درک رفتار مصرف کننده برای ما مهم و ضروری می باشد.(هاو کینز و همکاران،2004:ذ)

هنگام مطالعه سیستمی شرکت ها بایستی همه فعالیت های ترفیعی به عنوان سیستم های فرعی در درون سیستم کامل بازاریابی شناسایی گردد. این اقدام یعنی متناسب کردن فعالیت های نیروی فروش، برنامه های تبلیغاتی و دیگر فعالیت های تشویقی . به گونه اساسی ترفیعات عبارتند از مجموعه فعالیت های نیروی فروش، برنامه های تبلیغاتی و دیگر فعالیت های تشویقی. به گونه اساسی ترفیعات، عبارتند از مجموعه فعالیت های اطلاع رسانی، ترغیب و اثر گذاری که این سه کاملا به هم مرتبطند. در بعضی از جوامع بزرگترین بخش هزینه های بازاریابی به برنامه های ترفیعی اختصاصی دارد. حتی در بسیاری از شرکت ها، هزینه کل ترفیعات و تشویقات بیش از هزینه کل تولید می باشد.(ونوس،1386:92)

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

البته بایستی این رابدانیم که لایک ترجیح مارک در صنعت موادغذایی هست.

بسیاری از مصرف کنندگان هرچیزی را که در دسترس باشد وازعهده خرید ان برایندو نسبت به قیمتش به صرفه باشد را نمی خرند.این موضوع  وفاداری را به مارک نشان می دهد. هرچند تبلیغات به القا ارزش و کیفیت محصول به مشتری کمک می ‌کند. این چیزی می باشد که در حال حاضر مهم می باشد.(ایان ویل و همکاران ،2005)

بازاریابی مستقیم :

بهره گیری از پست ،پست الکترونیک ،فاکس ،تلفن و سایر ابزارهای تماس غیرشخصی می باشد که برای دریافت واکنش مستقیم گروهی با مشتریان ومشتریان احتمالی خاص به کار برده می­گردد.

تصمیم گیری:

مجموعه ای از دانشته ها وتکنیک های تحلیل مربوط به ان در سطوح مختلف رسمی می باشد که برای کمک به فرد تصمیم گیرنده در انتخاب ازمیان مجموعه ای از گزینه ها با در نظر داشتن عواقب ناشی از انهاطراحی شده می باشد.

ارتباطات بازاریابی  یک پارچه:

IMCیک مفهوم برنامه ریزی ارتباطی بازاریابی می باشد،مفهومی که قدرت ارزش افزوده یک طرح جامعه را تعیین می کند،طرح جامعی که تأثیر استراژیک مجموعه متنوعی از شیوه های ارتباطی همچون تبلیغات عمومی، واکنش مستقیم، تبلیغات پیشبرد فروش و روابط عمومی را ارزیابی کرده و برای شفافیت ،استحکام و ثبات و حداکثر تاثیر ارتباطی به وسیله ادغام یکپارچه پیام های جداگانه این شیوه های ارتباطی را باهم ترکیب می­کند.[کاتلر1996،:674]

IMC فرایندی می باشد بین کارکردی برای خلق وپروراندن روابط سودمند با مشتریان ودیگر ذینفعان به وسیله کنترل راهبردی و اعمال نفوذ در تمام ارسال شده به این گروه ها وپیشبرد اطلاعات انباشته به سمت گفتگوی هدفمند با آنها.[دانکن،2002:8]

 

IMC فعالیتی می باشد جهت متحد کردن همه ابزارهای ارتباطی بازاریابی ومشارکت و گسترش دادن پیام ها برای مستقر کردن دوطرفه با مخاطبان هدف از یک راه تازه وجدید. برنامه IMC از برنامه های تبلیغاتی سنتی خیلی پیچیده تر می­باشد. زیرا که منابع پیام بیشتر ،ابزارهای ارتباطی ومخاطبان بشتری را مدنظر قرار می­دهد.[پیکتون وهمکار،2001]

کلید IMC توانایی بهبود ،آزمون ،در نظر داشتن نتایج و تنظیم خود با انها برای توسعه یک دیدگاه عمومی در خصوص تجارت مورد نظر می­باشد.[راجرز،1995:20]

ابزار سنتی در (آمیزه ترویج ) توسط بازاریابی شامل تبلیغات –تبلیغات پیشبردی ،روابط عمومی ،فروشندگی شخصی و بازاریابی مستقیم می­باشد. مشتریان ازاین ابزار  برای سالهای زیادی بهره گیری کرده اند اما در آغاز اوایل دهه 1990 ،بازاریان و آگهی دهندگان به تدریج به اهمیت  بهره گیری از بازار به شکل ترکیبی پی برده اند[هیث،2005:546] ترکیب ارتباطات بازاریابی :که ترکیب عناصر پیشبردی هم نامیده می­گردد. از 5 روش ارتباطی تشکیل شده می باشد:

 

تبلیغات:

هرگونه ارائه و پیشبرد ایده ها و کالاها یا خدمات توسط یک عامل معلوم که مستلزم پرداخت هزینه باشد.

 

روابط عمومی :

برنامه های متنوعی که برای پیشبرد و یا طرفداری از تصویر ذهنی شرکت یا هریک از محصولات تولیدی آن در نظرگرفته می­گردد.

 

فروشندگی شخصی : تقابل رودرو بایک یا چند خریدار احتمالی به قصد ارائه چیزی ،پاسخ دادن به پرسشهای ایشان یا انجام سفارشات.

برای دانلود متن کامل اینجا کلیک کنید