تعیین زمان در دسترس برای جمع آوری اطلاعات اکثرا بستگی به مفاهیم و طریقه تصمیم گیری دارد. پس زمان در دسترس تصمیم گیری عبارت می باشد از فاصله زمانی معینی که بین لحظه احساس نیاز به اخذ تصمیم تا زمانی که تصمیم عملا اتخاذ می گردد، هست. زمان در تصمیم گیری می تواند به چهار صورت مطرح گردد:

اول بعد زمانی تصمیم که به نوعی به مدت تصمیم و چگونگی بهره گیری از زمان باز می گردد.

دوم، زمان بعنوان یک واسطه در میان اجزای مختلف تصمیم که درزمان های مختلف اتخاذ می گردد.

سوم، زمان بعنوان یک منبع و عامل محتوایی که کوتاهی و یا محدود بودن آن می تواند تاثیرات جدی بر تصمیم داشته باشد.

چهارم، زمان بعنوان یک کالا که در تصمیم می تواند خود یک موضوع باشد، بخصوص در عصر حاضر که هرگونه تاخیر کوتاه می تواند پیامدهای جدی برای سازمان داشته باشد. (آصفی، 1375. 7-20).

اکثر مدیران تصمیم گیری را یک واقعه جدا که در یک نقطه مکانی و زمانی خاص اتفاق می افتد می دانند. در این ارتباط بعضی از مدیران به حالتی می رسند که به آن رهبر تک نقطه ای می گوئیم. رهبر تک نقطه ای، در انزوا فکر می کند، سپس مشورت می طلبد، گزارش ها را می خواند، بیشتر فکر می کند، و سپس می گوید که بله یا خیر وسازمان را مامور تحقق آن می سازد، در حالیکه بایستی به تصمیم با نگاه اجتماعی و سازمانی برخورد نمود.واقعیت آن می باشد که تصمیم گیری یک حادثه و یا واقعه و یا پیشامد نیست.یک فرآیند می باشد که در طول یک هفته، یک ماه و یا یک سال عیان می گردد.

تصمیم گیری مملو از نگرانی راجع بازیگران قدرت می باشد و مملو از تفاوت های ظریف شخصی و تاریخ و سابقه نهادی وسازمانی می باشد. تصمیم گیری با بحث و مذاکره قرین بوده و نیازمند پشتیبانی همه سطوح سازمانی برای اجراست. تصمیم گیر خوب آن می باشد که معتقد می باشد که تصمیم یک فرآیند می باشد که مدیر آن را آشکارا و در جمع طراحی و مدیریت می نماید. تصمیم گیر بد فکر می کند که تصمیم در یک لحظه ساخته می گردد و او آنرا به تنهایی کنترل می کند . (مرتضایی‌مقدم، 1380 . 11- 17).

2 6 –  گام های تصمیم

اصل مدیریت تصمیم گیری می باشد، زیرا بوسیله و توسط تصمیم گیری می باشد که مدیر تمامی وظائف خود را به انجام می رساند. برای نیل به هدف، تصمیم گیری لازم می باشد. و تصمیم گیر می بایستی ازمیان استراتژی های موجود یکی را انتخاب کند و بکارگیرد. کیفیت و ماهیت این استراتژی، ماهیت عوامل محیطی خارج از کنترل سازمان و قدرت رقبا و ماهیت و شدت رقابت آنها باسازمان مانند عواملی می باشد که موفقیت و یا عدم موفقیت تصمیم گیرنده در نیل به هدف بستگی به آن دارد .

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

تصمیم گیری، اصل و اساس برنامه ریزی را تشکیل می دهد. زیرا بدیهی می باشد طرح، برنامه، سیاست و خط مشی نمی تواند وجود داشته باشد مگر اینکه کسی، در جایی، تصمیمی گرفته باشد. مدیر معمولا تصمیم گیری را وظیفه اصلی خود بشمار می آورد، زیرا عملا نظاره می نماید که بایستی دائم به فکر این باشد که چه راهی را برگزیند و چه کاری را انجام دهد، چه کسی را مامور و مسئول چه کاری کند و کار کی، کجا، و چگونه انجام گیرد. حتی سازمانها بدون اجماع نیز اقدام می نمایند.

پنج گام در تحلیل تصمیم گیری عمومی هست که به ترتیب عبارتند از:

الف –  شناسایی و تعریف مسئله

ب –  جستجو برای یافتن راه حل های احتمالی

ج –  مطالعه کردن عواقب ناشی از هر راه حل

د –  انتخاب یکی از مدل های تصمیم گیری

ه –  بکاربردن یکی از مدل های تصمیم گیری و اتخاذ تصمیم .   Bhargava;  1993;62-5 )  )

2 7 –  فرآیندهای تصمیم گیری

فرآیندهای تصمیم گیری متنوع و متعدد می باشد و بصورت کلی می توان آنها را در سه دسته جای داد:

تصمیم گیری های فردی:

تصمیم گیری های فردی مدیران را می توان در دو بخش تحلیل نمود. بخش اول رهیافت عقلایی می باشد که نشان می دهد که چگونه مدیران کوشش می کنند که تصمیم بگیرند. در بخش های بعدی به این روش و نکات قوت و ضعف آن خواهیم پرداخت و بخش دوم روش عقلایی محدود می باشد که تبیین می دهد که چگونه واقعا یک تصمیم با محدودیت هایی که در زمان و امکانات مدیر با آنها مواجه می باشد ساخته می گردد. ( سعادت، 1372. 48 – 52).

تصمیم گیری های سازمانی:

سازمانها ترکیبی از مدیرانی را در خود دارند که تصمیم گیری های عقلایی و یا شهودی انجام می دهند، با این تفاوت که در یک سازمان، تنها یک مدیر نیست که تصمیم می گیرد. در سازمانها علاوه بر مدیران متعدد، در شناخت مسئله و راه حل های آن تعدادی از بخش ها و ادارات، نظرات متفاوت و حتی سازمان های دیگر دخالت دارند. ساختار داخلی سازمان و درجه ثبات محیط خارجی سازمان نیز بر تصمیم گیری سازمانی موثرند.  سه دسته فرآیندهای مربوط به تصمیم یگری سازمانی هست که عبارتند از:

الف  –   رهیافت علمی مدیریت،

ب –    مدل کارنگی،

ج –    مدل ظرف زباله.

رهیافت علمی مدیریت، به نوعی دنباله و تعمبم روش عقلایی تصمیم گیری می باشد. این روش در خلال جنگ جهانی دوم شکل گرفت. در آنزمان بهره گیری از ریاضیات و آمار برای مسائل بزرگ نظامی مطرح گردید و پژوهش در عملیات بعنوان یک علم جدید در توسعه سلاح ها و سیستم های جنگی موثر گشت  . علم مدیریت یکی از ابزارهای مناسب برای تصمیم گیری سازمانی می باشد در زمانی که مسئله قابل تجزیه و تحلیل و متغیرها قابل شناسایی و اندازه گیری هستند . البته این روش دارای اشکالاتی نیز می باشد. بعنوان مثال، عدم وجود جایگاهی برای قضاوت و اعمال دیدگاه های انسانی یکی از نقاط ضعف می باشد، زیرا بهرصورت، اطلاعات کمی نمی تواند تمامی مشخصات یک سیستم را به تصمیم گیر منتقل نماید. مدل کارنگی، این روش توسعه روش های مربوط به رهیافت عقلایی محدود در تصمیم گیری فردی اما در سطح تصمیم گیری سازمانی می باشد. مطالعات گروه کارنگی نشان داد که تصمیمات سازمانی با شرکت مدیران متعددی شکل گرفته و انتخاب نهایی بستگی به ائتلافی مابین مدیران دارد. ائتلاف ، یک پیمانی می باشد مابین مدیران متعدد ی که در مورد اهداف وسازمانی و اولویت های سازمان توافق نظر دارند.  فرایند ائتلاف خود دارای پیامدهای مهمی بر رفتار تصمیم سازی در سازمان دارد.

اول آنکه تصمیمات بر این اساس ساخته می شوند که باعث رضایت مدیران شوند و نه اینکه راه حل بهینه پیدا نمود گردد. رضایت به معنای آن می باشد که سازمان به نوعی یک راه حل را که اهداف متعدد سازمان را در نظر دارد، قبول می نماید به عوض آنکه بدنبال راه حلی با حداکثر کردن منافع باشد.

دوم آنکه مدیران بدنبال حل معضلات آنی بوسیله راه حل های کوتاه مدت هستند. به نظر سایمون وهمکاران او، این همان عنوان پژوهش مشکل گرا  می باشد. به نظر آنان مدیران به محیط نزدیک خود برای یافتن یک راه حل که سریعا مشکل آنان را حل نماید هستند.  ( آصفی، 1375 . 7 -20 ).

برای دانلود متن کامل اینجا کلیک کنید